الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
585
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1418 - اوّل و آخر آدميزاد أرى أولاد آدم أبطرتهم * حظوظهم من الدنيا الدنية فلم بطروا و أولهم مني * إذا افتخروا و آخرهم منية * * * مىبينم كه فرزندان آدم را تمامى دنياى پست مغرور و مست نموده است . چرا اينان اينقدر مست شدهاند درحالىكه اول زندگى آنها از نطفهء بدبو و آخر آن مرگ و نيستى است ؟ ! تتيه و جسمك من نطفة * و أنت وعاء لما تعلم * * * آيا گمراه مىشوى درحالىكه از نطفه ( شىء بدبو يا آب بدبو ) بدن تو بوجود آمده و تو ظرفى هستى براى آنچه مىدانى . 1419 - احياء دين از « مشكاة طيبى » فيما أعلم عن ابى هريرة عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « همانا خداوند عزّ و جلّ براى اين امّت در سر هر صد سال ، شخصى را قرار داده كه دينشان را براى ايشان احيا كند و تجديد نمايد . » اين حديث را « ابو داود » روايت كرده است . قول مشكاة در جملهء « فيما أعلم » جواز به ضم ميم است كه حكايت از قول « ابو هريره » مىكند : يعنى « ابو هريره » از قول پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دانسته و يا به فتح ميم ، دلالت بر اين دارد كه اعلام گذشته از قول « ابو هريره » دانسته و نقل كردهاند . 1420 - مجدّدين دين صاحب « جامع الاصول » نقل كرده : فقها در تأويل اين حديث « يبعث لهذه الامة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها » متكلّم شده ، هريك به مقامى كه مذهب خود باشد ، محمول داشتهاند . لكن اولى اين بود كه حمل بر عموم نمايند كه شامل جميع مذاهب آيد . زيرا كه لفظ « من » كه در حديث واقع بر جمع و مفرد خواهد شد ، مختصّ فقها نيست . چنانكه ايشان در ضبط حديث و نشر كلام الهى ، امّت نبوى را نافعاند ، اولى الامر و اصحاب حديث و قرّاء و وعّاظ و زهّاد هم ، امّت را نفع عامّه دارند . چه حفظ دين و بسط عدل و قوانين سياست ، منحصر به امرا و رغبت و زهد و تقوا منوط به وعظ وعّاظ و حديث قرّاست . لكن مشروط به اينكه ايشان هريك در